من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نمنم، تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمیتر از غم ندیدم
به اندازهی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد همآواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
علی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۶ ساعت 20:38 توسط عاطفه
|
برچسب:
نویسنده: کامران صفری

کلی هم ترسوندمش
برچسب:
نویسنده: کامران صفری
برچسب:
نویسنده: کامران صفری